قهرمان ميرزا عين السلطنه

6831

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سان رئيس الوزراء رئيس الوزراء گفته بود من اين دولت را به رسميت نمىشناسم كه سلام منعقد كند ( اينطور او را معلمين نادانش خر كرده بودند ) . قشون را ميدان مشق خبر كرده بود كه خودش برود سان ببيند ، در مقابل شمايل حضرت امير و سمت يمين آن بايستد . وقايع دو روزه او را از سلام جمهورى منصرف كرد . فقط رفت به سربازخانهء فوج پهلوى كه مقابل وزارت جنگ سمت شمال ميدان مشق است . با همه صاحب‌منصبان بر خلاف هميشه دست داد . فوج دفيله كرد . موزيك سلام زد . بعد منزل رفت . همه‌جا ديشب قزاق رفته بود و گفته بود به ديدن حضرت اشرف برويد ( من غالبا وقايع را يك روز بعد مىنويسم ) . خصوصيت كردن سردار سپه به عبد اللّه مستوفى حاجى واليه كه خانهء حضرت و الا آمد گفت از حاج فخر الملك استقبال كرد ، بالاى دست خود نشاند . هنگام رفتن مشايعت [ كرد ] ، فخر السلطنه دختر حاج فخر الملك عيال ميرزا عبد اللّه خان گركانى « 1 » مدير السلطنه رئيس محاكمات ماليه مىگفت شوهر من كه هيچ‌وقت آنجا نمىرفت اگر مىرفت اعتناى سگ به او نمىكردند شب قزاق آمد كه بيائيد . صبح كه رفته بود دست داده بود و بيش از اندازه خصوصيت نموده بود و قس عليهذا با همه . سردار سپه و امراى لشكر مشهور است عبد اللّه خان « 2 » امير لشكر شمال از اين اقدام وزير دلتنگ شده در جواب تلگراف گفته است رئيس قوا اعليحضرت سلطان احمد شاه است نه شما . برادر امان اللّه ميرزا رئيس فوج توپخانه پيغام بدى به او داده ، از جان محمد خان كه هيچ راضى نيست . اينها سبب شده كه كودتا نكرده و اگر از قشون اطمينان كامل داشت حتما كودتا [ مىكرد ] و درب مجلس بسته ، وليعهد تبعيد يا حبس شده بود و حال ما هم حال سگ بود .

--> ( 1 ) - ( - عبد اللّه مستوفى ) ( 2 ) - طهماسبى .